ماجرای اکرت از همان ابتدا عجیب بود. فدراسیون و کادر فنی برای تغییر تابعیت او زمان و انرژی قابل توجهی صرف کردند؛ اقدامی که در فوتبال جهان زمانی انجام میشود که تیم ملی احساس کند بازیکنی میتواند خلأ مهمی را پر کند و کیفیتی متفاوت به ترکیب اضافه کند. اما سؤال اینجاست؛ اگر اکرت قرار نبود حتی یک دقیقه بازی کند، اساساً چرا ملیتش تغییر کرد و چرا سهمیه ارزشمند جام جهانی به او اختصاص یافت؟
در فوتبال حرفهای، تغییر تابعیت یک بازیکن یک پروژه فنی است، نه یک اقدام نمایشی. وقتی کشوری برای جذب بازیکنی اقدام میکند، یعنی برنامه مشخصی برای استفاده از تواناییهای او دارد. اگر قرار نبود اکرت وارد برنامههای تاکتیکی تیم شود، چه ضرورتی داشت او به جای یکی از استعدادهای فوتبال ایران راهی جام جهانی شود؟
در همین فوتبال ایران، دهها بازیکن جوان سالها تلاش میکنند تا شاید یک بار پیراهن تیم ملی را در بزرگترین تورنمنت دنیا بر تن کنند. آیا منطقی نبود این فرصت به بازیکنی مانند محمودی پدیده پرسپولیس برسد؛ فوتبالیستی که علاوه بر کسب تجربه، میتوانست سرمایهای برای آینده تیم ملی باشد؟ اگر قرار است پروژه تغییر تابعیت دنبال شود، باید بر اساس نیاز فنی و کیفیتی باشد که قرار است به تیم اضافه شود، نه اینکه بازیکن در نهایت حتی فرصت حضور در میدان را هم پیدا نکند.
ابهام دوم به روزبه چشمی بازمیگردد. همه میدانستند او با مصدومیت دستوپنجه نرم میکند و گزارشهای پزشکی نیز نشان میداد رسیدن او به آمادگی کامل با تردید همراه است. با این حال، قلعهنویی ترجیح داد نام او را در فهرست نهایی قرار دهد. نتیجه چه شد؟ چشمی در تمام مسابقات تنها همراه تیم بود و عملاً نقشی در زمین ایفا نکرد؛ حضوری که بیشتر شبیه یک مسافر بود تا یک بازیکن مؤثر.
اینجا نیز همان سؤال مطرح میشود؛ اگر چشمی آماده بازی نبود، چرا سهمیه او به یک بازیکن آماده و جوان نرسید؟ آیا امید نورافکن یا دیگر بازیکنان آماده لیگ نمیتوانستند کمک بیشتری به تیم ملی کنند؟ اگر قرار نبود از چشمی استفاده شود، فلسفه حضور او در جام جهانی چه بود؟
امیر قلعهنویی امروز بیش از هر چیز باید به دو سؤال روشن پاسخ دهد؛ نخست اینکه برای دنیس اکرت چه برنامه فنی مشخصی داشت که حاضر شد او را به تیم ملی دعوت کند و حتی پروژه تغییر تابعیتش را پیش ببرد؟ و دوم اینکه چرا با وجود آگاهی از شرایط جسمانی روزبه چشمی، او را به یک بازیکن آماده و جوان ترجیح داد، در حالی که در نهایت حتی از او استفاده نکرد؟تا زمانی که پاسخ شفافی برای این دو تصمیم ارائه نشود، اکرت و چشمی نه فقط دو نام در فهرست جام جهانی، بلکه دو نماد از ابهامهای مدیریتی تیم ملی در دوران قلعهنویی خواهند ماند.